مهاجرت معمولاً با امید به زندگی بهتر، امنیت بیشتر و فرصتهای تازه شروع میشود. اما گاهی بعد از رسیدن به کشور جدید، با وجود اینکه شرایط ظاهراً خوب است، احساس آرامش نمیکنیم.
ممکن است دلتنگ باشیم، احساس تنهایی کنیم، اعتمادبهنفسمان کاهش پیدا کند یا مدام از خودمان بپرسیم: «من که برای یک زندگی بهتر مهاجرت کردم، پس چرا هنوز احساس خوبی ندارم؟»
این احساس لزوماً به معنای اشتباه بودن تصمیم مهاجرت نیست. مهاجرت فقط تغییر کشور نیست؛ تغییر محیط، روابط، زبان، عادتها و گاهی حتی تصویری است که از خودمان داریم. به همین دلیل، سازگار شدن با زندگی جدید میتواند از نظر روانی زمانبر باشد.
وقتی ظاهراً همهچیز خوب است، اما از درون حالمان خوب نیست
گاهی اطرافیان انتظار دارند بعد از مهاجرت خوشحال باشیم: «بالاخره مهاجرت کردی.» «الان شرایطت بهتره.»
اما احساسات همیشه با منطق پیش نمیروند. ممکن است از فرصتهای جدید خوشحال باشیم و همزمان برای خانواده و زندگی قبلی دلتنگ شویم. ممکن است بدانیم تصمیم درستی گرفتهایم، اما هنوز احساس غربت کنیم. داشتن احساسات متناقض بعد از مهاجرت طبیعی است.
دلتنگی فقط دلتنگ یک کشور نیست
گاهی چیزی که از دست دادهایم فقط یک شهر یا خانه نیست. ممکن است دلمان برای زبان مادری، دوستان، غذاهای آشنا، دورهمیهای خانوادگی و حتی نسخهای از خودمان که در کشور قبلی میشناختیم تنگ شود.
به همین دلیل، ممکن است زندگی جدید از نظر امکانات بهتر باشد، اما باز هم احساس کنیم چیزی کم است. این احساس را نباید با ناسپاسی اشتباه گرفت. دلتنگی میتواند بخشی از فرآیند جدا شدن از یک زندگی و ساختن زندگی تازه باشد.
تنهایی در مهاجرت همیشه به معنای تنها بودن نیست
ممکن است در یک شهر شلوغ زندگی کنید، همکار داشته باشید و حتی دوستان جدیدی پیدا کنید، اما باز هم احساس کنید کسی واقعاً شما را نمیفهمد. چون داشتن ارتباط اجتماعی با احساس تعلق یکی نیست.
گاهی چیزی که نیاز داریم، رابطهای است که در آن بتوانیم بدون ترس از قضاوت، خود واقعیمان باشیم. بنابراین اگر با وجود داشتن آدمهای اطراف، هنوز احساس تنهایی میکنید، این تجربه را نادیده نگیرید.
شغل، پول و خانه چه ارتباطی با حال روان ما دارند؟
حال روانی ما از شرایط زندگی روزمره جدا نیست. نگرانی درباره اجاره، درآمد، پیدا نکردن شغل مناسب یا آینده میتواند فشار زیادی ایجاد کند.
وضعیت مالی. در ماههای اول بهتر است درآمد و هزینههایتان را دقیقتر بشناسید؛ از اجاره و خوراک گرفته تا حملونقل، بیمه و هزینههای پیشبینینشده. هدف این نیست که از همان ابتدا شرایط ایدهآل داشته باشید؛ مهم این است که وضعیت مالیتان قابل مدیریت شود.
شغل. پیدا نکردن شغل متناسب با تخصص قبلی میتواند روی اعتمادبهنفس اثر بگذارد. اما شغل فعلی شما لزوماً ارزش یا تواناییهای شما را تعریف نمیکند. گاهی اولین شغل در کشور جدید فقط یک مرحله برای ورود به بازار کار و ساختن مسیر حرفهای تازه است.
خانه. خانه نیز فقط یک مسئله مالی نیست. خانه باید تا حد امکان جایی برای احساس امنیت باشد. در ماههای اول، خانهای ساده، امن و متناسب با توان مالی میتواند انتخاب بهتری از خانهای باشد که فشار اقتصادی زیادی ایجاد میکند.
چرا گاهی بعد از مهاجرت احساس میکنیم خودمان را گم کردهایم؟
در کشور قبلی احتمالاً نقش مشخصی داشتید؛ شغل، خانواده، دوستان و جایگاه اجتماعی بخشی از هویت شما را شکل میدادند. بعد از مهاجرت ممکن است بسیاری از این نقشها تغییر کنند.
فردی که سالها جایگاه حرفهای خوبی داشته، شاید مجبور شود از موقعیتی پایینتر شروع کند. کسی که شبکه اجتماعی گستردهای داشته، ممکن است ناگهان بیشتر روزهایش را تنها بگذراند. در چنین شرایطی ممکن است این سؤال شکل بگیرد: «من اینجا چه کسی هستم؟»
پیدا کردن پاسخ جدید زمان میبرد. قرار نیست دقیقاً همان آدم قبلی بمانیم، اما لازم نیست گذشته خود را هم کنار بگذاریم.
زبان و احساس استقلال
وقتی نمیتوانیم منظورمان را به زبان کشور مقصد بهخوبی بیان کنیم، حتی کارهای ساده روزمره میتوانند خستهکننده شوند.
یادگیری زبان فقط برای کار نیست؛ زبان به ما کمک میکند مستقلتر شویم، ارتباط بیشتری برقرار کنیم و احساس تعلق بیشتری داشته باشیم. لازم نیست منتظر بمانید تا زبانتان کامل شود. با اشتباه کردن شروع کنید.
خودتان را با دیگر مهاجران مقایسه نکنید
ممکن است ببینید فردی که همزمان با شما مهاجرت کرده، شغل خوب و خانه مناسبی پیدا کرده و شرایط بسیار خوبی دارد. اما شما فقط نتیجه زندگی او را میبینید، نه تمام مسیرش را. شرایط مالی، تخصص، زبان، خانواده و شبکه ارتباطی افراد با یکدیگر متفاوت است.
به جای اینکه بپرسید: «چرا من مثل او موفق نشدهام؟» بپرسید: «من نسبت به چند ماه قبل چه تغییری کردهام؟» گاهی پیشرفت واقعی آرام و تدریجی اتفاق میافتد.
برای خودتان آدمهای امن پیدا کنید
برای ساختن زندگی جدید، فقط به خانه و شغل نیاز نداریم؛ به رابطه هم نیاز داریم. کلاس زبان، محیط کار، ورزش، فعالیتهای اجتماعی یا گروههای حرفهای میتوانند فرصت آشنایی با افراد جدید باشند.
قرار نیست خیلی سریع دوستان صمیمی پیدا کنید. چند رابطه سالم و قابل اعتماد میتواند از تعداد زیادی آشنایی سطحی ارزشمندتر باشد. احساس تعلق معمولاً بهتدریج و از همین ارتباطهای کوچک ساخته میشود.
آیا همیشه باید قوی باشیم؟
گاهی به خودمان میگوییم: «خودم انتخاب کردم مهاجرت کنم، پس باید از پسش بربیام.» اما قوی بودن به معنای این نیست که همیشه حالمان خوب باشد.
ممکن است خسته باشیم، دلتنگ شویم، گریه کنیم یا مدتی احساس سردرگمی داشته باشیم و همچنان در حال ساختن زندگی جدیدمان باشیم. کمک خواستن نشانه ضعف نیست.
چه زمانی بهتر است از روانشناس و مشاور کمک بگیریم؟
هر احساس ناراحتی بعد از مهاجرت به معنای وجود یک مشکل روانشناختی نیست. اما اگر برای مدت قابلتوجهی احساس میکنید حالتان بهشدت تحت تأثیر قرار گرفته، بهتر است آن را جدی بگیرید. برای مثال اگر:
- بیشتر روزها غمگین یا مضطرب هستید؛
- از دیگران فاصله گرفتهاید؛
- خواب یا اشتهایتان تغییر کرده؛
- دائماً خودتان را سرزنش میکنید؛
- از چیزهایی که قبلاً دوست داشتید لذت نمیبرید؛
- یا احساس میکنید دیگر توان مدیریت زندگی روزمره را ندارید،
صحبت با یک روانشناس میتواند کمککننده باشد. رواندرمانی قرار نیست به شما بگوید بمانید یا برگردید؛ میتواند کمک کند احساسات و نیازهای خودتان را بهتر بشناسید و راه سالمتری برای کنار آمدن با شرایط جدید پیدا کنید.
از کجا شروع کنیم؟
لازم نیست همه چیز را یکباره تغییر دهید. از چند قدم ساده شروع کنید:
- وضعیت مالی و کاری خود را روشنتر کنید.
- برای یادگیری زبان برنامهای واقعبینانه داشته باشید.
- یک فعالیت اجتماعی ثابت پیدا کنید.
- ارتباط با آدمهای مهم زندگیتان را حفظ کنید.
- زمانی برای استراحت و فعالیتهای مورد علاقهتان داشته باشید.
- اگر فشار روانی بیش از توانتان شده، از متخصص کمک بگیرید.
هدف این نیست که در چند ماه همه چیز کامل شود؛ هدف این است که زندگیتان بهتدریج قابلمدیریتتر و آرامتر شود.
حرف آخر
مهاجرت با رسیدن به کشور مقصد تمام نمیشود؛ فصل دیگری از زندگی شروع میشود که در آن باید دوباره بخشهایی از خودمان و زندگیمان را بسازیم.
ممکن است دلتنگ شویم، احساس تنهایی کنیم، اعتمادبهنفسمان پایین بیاید یا مدتی ندانیم دقیقاً چه میخواهیم. اینها لزوماً نشانه شکست نیستند.
شاید سؤال اصلی بعد از مهاجرت این نباشد که: «چطور هرچه زودتر مثل قبل زندگی کنم؟» بلکه این باشد: «چطور میتوانم در این زندگی جدید، دوباره خودم را پیدا کنم؟»
رزرو وقت مشاوره
اگر احساس میکنید مهاجرت آرامش، روابط یا اعتمادبهنفستان را تحت تأثیر قرار داده، لازم نیست این مسیر را به تنهایی طی کنید. در فضای امن و محرمانه مشاوره، میتوانید بدون ترس از قضاوت درباره تجربهتان صحبت کنید و با همراهی یک متخصص، قدمبهقدم راهی برای سازگاری بهتر با زندگی جدید پیدا کنید.
همین حالا وقت مشاوره بگیرید و برای آرامش بیشتر، اولین قدم را بردارید.